اخدار

لغت نامه دهخدا

اخدار. [ اِ ] ( ع مص ) در زیر باران و ابر و باد درآمدن. در باران درشدن. || لازم گرفتن شیر بیشه خود را. در بیشه شدن شیر. ( زوزنی ). ملازم شدن شیر و جز او در موضع خویش. ( تاج المصادر بیهقی ). || پنهان کردن بیشه یا درختستان شیر را. || خوابیده گردانیدن دست و پای. || سست اندام گردانیدن. || مقیم بودن دختر در خِدْر و مرد در جای و اهل خود و باز در آشیان خود. || در جائی اقامت کردن.
اخدار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ خِدر. و ج ِ اخدار، اخادیر است.

فرهنگ فارسی

جمع خدر

جمله سازی با اخدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کوه‌های غرب دره سمائل، به ویژه کوه‌های واقع در شبه‌جزیره مسندم و امارات متحده عربی به کوه‌های حجر غربی و همین‌طور «عمان الوسطی» مشهورند. از آنجا که جبل اخدار و کوه‌های مجاور آن در غرب این دره قرار دارند، ممکن است به عنوان بخشی از حجر غربی تلقی شوند.

💡 بخش مرکزی رشته کوه حجر مرتفع‌ترین و وحشی‌ترین بخش این کشور است. جبل شمس بلندترین نقطه این رشته‌کوه است، و پس از آن جبل اخدار در جایگاه دوم قرار دارد. رشته‌کوه دوم و کوچکتر یعنی جبل نخل از شرق به دره سمائل (که از شمال شرق به مسقط منتهی می‌شود) محصور شده‌است.

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز