احقاد

لغت نامه دهخدا

احقاد. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حِقد. کینه ها:
هست او مقراض احقاد و جدال
قاطع جنگ دو خصم و قیل و قال.مولوی.
احقاد. [ اِ ] ( ع مص ) بکینه آوردن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). || نیافتن چیزی از معدن بعد از جستن. نایافتن چیزی از معدن. ( تاج المصادر ).

فرهنگ عمید

= حقد

فرهنگ فارسی

کینه ها، جمع حقد، به کینه آوردن، به کینه واداشتن
( اسم ) جمع: حقد کینه ها.
کینه ها

جمله سازی با احقاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هست او مقراض احقاد و جدال قاطع جن دو خصم و قیل و قال

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز