نایافتن

لغت نامه دهخدا

نایافتن. [ ت َ ] ( مص منفی ) نیافتن. به دست نیاوردن. تحصیل نکردن:
سمع و بصر و ذوق و شم و حس که بدو یافت
جوینده ز نایافتن خیر امان را.ناصرخسرو.چنان راغب مشو در جستن کام
که از نایافتن رنجی سرانجام.نظامی.

جمله سازی با نایافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز حسرت و خون دل چه بر خواهد خاست زین یافتنی که عین نایافتن است

💡 چنان راغب مشو در جستن کام که از نایافتن رنجی سرانجام

💡 یعنی از وی کام دل نایافتن تا کیم خواهد بدینسان تافتن

💡 الهی! یافت جستن زندگانیست ٭ و جوینده نایافتن زندانیست

💡 گفته اند قناعت آرام دل بود بوقت نایافتن آنچه دوست داری.

💡 یافتن اینجا بود نایافتن گم شدن اینجا بود پیدا شدن

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز