استطاله

لغت نامه دهخدا

استطاله. [ اِ ت ِ ل َ ] ( ع مص ) استطالت. دراز شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). دراز کشیدن. || درازی. طول. || تکبر کردن. ( منتهی الارب ). گردن کشی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || دراز پنداشتن. طویل شمردن. || چندی از قومی کشتن زیاده از آنچه ایشان از قوم تو کشته اند: استطالوا علیهم؛ کشتند بیشتر از آنکه آنها کشته بودند. ( منتهی الارب ).
- استطاله دادن؛ اطاله دادن. امتداد دادن.

فرهنگ معین

(اِ تِ لِ یا لَ ) [ ع. استطالة ] (مص ل. ) ۱ - دراز کشیدن.۲ - فزونی کردن. ۳ - گردنکشی کردن.

فرهنگ عمید

۱. دراز شدن، به درازا کشیدن.
۲. (اسم ) [قدیمی] درازی، طول.

فرهنگ فارسی

استطالت: درازشدن، درازکشیدن، گردنکشی کردن، تکبرکردن
۱ - ( مصدر ) دراز شدن دراز گشیدن. ۲ - فزونی کردن. ۳ - گردنکشی کردن تکبر کردن. ۴ - ( اسم ) گردن کشی گردن فرازی.

ویکی واژه

دراز کشیدن.
فزونی کردن.
گردنکشی کردن.

جمله سازی با استطاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سطح عمقی فاسیای عمقی ساق، در سمت جانبی ساق، دو سپتوم بین‌عضلانی قوی به نام‌های پرونئال قدامی و خلفی ایجاد می‌گردد که پرونئوس لانگوس و برویس را دربر می‌گیرد و آنها را از ماهیچه‌های قدامی و خلفی موجود در کمپارتمان‌های لترال و خلفی جدا می‌کند. از همین فاسیای عمقی چندین استطاله نازک‌تر نیز جدا می‌گردد که غضلات منفرد موجود در هر کمپارتمان را نیز به صورت جداگانه دربر می‌گیرد.

💡 از سطح عمقی فاسیای عمقی ساق، در سمت جانبی ساق، دو سپتوم بین عضلانی قوی به نام‌های پرونئال قدامی و خلفی ایجاد می‌گردد که پرونئوس لانگوس و برویس را در بر می‌گیرد و آنها را از ماهیچه‌های قدامی و خلفی موجود در کمپارتمان‌های لترال و خلفی جدا می‌کند. از همین فاسیای عمقی چندین استطاله نازک‌تر نیز جدا می‌شود که غضلات منفرد موجود در هر کمپارتمان را نیز به صورت جداگانه دربر می‌گیرد.

ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز