باد سحرگاهی

لغت نامه دهخدا

باد سحرگاهی. [ دِ س َ ح َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بادی که در سحر وزد. رجوع به باد شود.

فرهنگ فارسی

بادی که در سحر وزد

جمله سازی با باد سحرگاهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهد جانرا بباد اسرار اگر باد سحرگاهی ز روی شاهد اسرار آن برقع براندازد

💡 دم از اعجاز عیسی می زند باد سحرگاهی نشان می بخشد از احیای موتی ابر نیسانی

💡 دریدن های جیب غنچه از باد سحرگاهی برون از خرقهٔ ناموس و نام آورد مستان را

💡 مگر باد سحرگاهی هواداری کند ورنی نسیم یوسف مصری که آرد پیر کنعان را

💡 می دمد بوی خوش باد صبا جان در تنم کس نمی داند که با باد سحرگاهی چه بوست

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز