لغت نامه دهخدا
باج گرفتن. [گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) گمرک، خراج، راهداری گرفتن.
باج گرفتن. [گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) گمرک، خراج، راهداری گرفتن.
گمرک خراج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به اعتقاد ژانت آفاری، دولتآبادی از رهبران شناختهشده ازلی بود که گرایش ایدئولوژیکش دستمایه باج گرفتن مخالفانش میشد؛ چنانکه افرادی مانند محمدصادق طباطبایی، فرزند سید محمد طباطبایی او را به دلیل بابی بودن در بین عموم تخطئه میکرد و فاقد صلاحیت برای اداره مدارسی میدانست که خودش تأسیس کرده بود.