ایل و تبار
مترادفها
ایل، قوم، تبار، نسب، خاندان، دودمان
لغت نامه دهخدا
ایل و تبار. [ ل ُ ت َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کسان و بستگان.
فرهنگ فارسی
کسان و بستگان
جمله سازی با ایل و تبار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما بی خبر ز عمّه و ایل و تبار خویش آمما، نه تبریز، کی گلممیر بیزه
💡 گزیده صحبت بیگانگان و نااهلان ز قوم و کشور و ایل و تبار خود محروم