لغت نامه دهخدا
پر و یال. [ پ َ رُ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) زور. قدرت. هنگ. شاید مصحف پروبال باشد.
پر و یال. [ پ َ رُ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) زور. قدرت. هنگ. شاید مصحف پروبال باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او از طرفداران پر و پا قرص کیهان بچهها بود و اولین نوشته خود را هم که یک شعر بود در ایام نوجوانی در این نشریه به چاپ رساند.
💡 باش تا غنچه این روضه دماند گل بخت باش تا طایر این بیضه درآرد پر و بال
💡 دل روشن چه پر و بال گشاید در جسم؟ بحر در قطره چه مقدار نماید خود را؟
💡 موبد بزرگ در این گفتگو بر مانی چیره میشود و مانی از گفتار وی فرومیماند. شاپور دستور کشتن مانی را میدهد تا پوست او کنده، از کاه پر و پیکرش در شهر آویخته شود.
💡 نیست ره سوی توام جز به پر و بال امید مشکن این بال و پرم را که وبال است تو را
💡 پر و بال خويش را براى پيروان خود (كه با پايمردى خود در ايمان، به تو اظهارعلاقه مى كنند) فروهشته ساز (و نسبت به آنان، متواضع و فروتن باش ).