ایفت

لغت نامه دهخدا

( آیفت ) آیفت. [ ی َ ] ( اِ ) حاجت که خواهند:
ناسزا را مکن آیفت که آبت بشود
بسزاوار کن آیفت که ارجت دارد.دقیقی.ز یزدان خواستن آنجمله آیفت
که تا نرسد مر او را هیچ آکفت.زراتشت بهرام.ز حق آیفت میخواهد بزاری
کند شکر ره پرهیزکاری.زراتشت بهرام.- آیفت کردن، آیفت بردن، آیفت خواستن؛ تمنی کردن. خواهش و درخواست کردن چیزی را. حاجت خواستن. عرض حاجت. درخواستن. سؤال چیزی.

فرهنگ معین

( آیفت ) (یَ ) ( اِ. ) حاجت، نیاز.

فرهنگ عمید

( آیفت ) ۱. حاجت، نیاز، خواهش، درخواست: ناسزا را مکن آیفت که آبت بشود / به سزاوار کن آیفت که ارجت دارد (دقیقی: ۹۷ ).
۲. بهره، سود.

فرهنگ فارسی

( آیفت ) ( اسم ) حاجت نیاز.

جمله سازی با ایفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون روز گام ایفت ز رای تو آفتاب بنهاد شام کاسهٔ در یوزه بر زمین

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز