اکنلو

لغت نامه دهخدا

اکنلو. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مهربان بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان. سکنه آن 1500 تن. آب آن از چشمه و قنات و محصول عمده آنجاغلات دیمی و آبی و صنایع دستی زنان قالیبافی و راه آن اتومبیلرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با اکنلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه اکنلو ۱۱ مربوط به سده‌های اولیه، میانه و متاخر دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کبودرآهنگ، بخش شیرین سو، دهستان مهربان علیا، ۲۰۰ متری شرق روستای اکنلو واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۱۸۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه اکنلو مربوط به سده‌های اولیه، میانه و متاخر دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کبودرآهنگ، بخش مرکزی، دهستان مهربان علیا، ۴۵۰ متری شرق روستای اکنلو واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۶۱۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.