لغت نامه دهخدا
اکتیاب. [ اِ ] ( ع مص ) به کوب و کوزه بیدسته آب خوردن. ( ناظم الاطباء ). به کوب آب خوردن. ( منتهی الارب )( از اقرب الموارد ). || اندوهگین شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). دردمند و غمناک شدن. ( آنندراج ).
اکتیاب. [ اِ ] ( ع مص ) به کوب و کوزه بیدسته آب خوردن. ( ناظم الاطباء ). به کوب آب خوردن. ( منتهی الارب )( از اقرب الموارد ). || اندوهگین شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). دردمند و غمناک شدن. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مالشت بدهم به زجر از اکتیاب تا نتابی سر دگر از آفتاب