لغت نامه دهخدا
اورنگ شاهی. [ اَ رَ گ ِ ] ( اِمرکب ) نوعی ابریشم است. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
اورنگ شاهی. [ اَ رَ گ ِ ] ( اِمرکب ) نوعی ابریشم است. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
نوعی ابریشم است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمانم که کس تاج دارد نه تخت نه اورنگ شاهی نه از تخت بخت
💡 همه پیش تخت جهان جو به پای به اورنگ شاهی جهان کدخدای
💡 جهانداری که از اورنگ شاهی چو بر گردون گردان ماه باشد
💡 ولی بعد سه سال و سه ماه باز به اورنگ شاهی نماند او دراز
💡 جوانی داری و اورنگ شاهی ازین بهتر که تو داری چه خواهی
💡 بماندت درد و نماندت بخت نه اورنگ شاهی نه تاج و نه تخت