لغت نامه دهخدا
( اودیة ) اودیة. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ وادی. رجوع به وادی شود.
( اودیة ) اودیة. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ وادی. رجوع به وادی شود.
= وادی
رودها، دره ها، جمع وادی
(اسم ) جمع وادی ۱ - رودها رودخانه ها. ۲ - دره ها فرجه های بین کوهها و پشته ها که مجرای سیل شود.
[ویکی الکتاب] معنی أَوْدِیَةٌ: دره های محل عبور سیل (جمع وادی و وادی محلی است که سیلاب از آنجا میگذرد، و به همین اعتبار شکاف میان دو کوه را نیز وادی میگویند، و جمع این کلمه اودیه میآید )
معنی وَادِ: وادی - محلی که سیلاب از آنجا میگذرد - دامنه کوههای بزرگ(به همین اعتبار شکاف میان دو کوه را نیز وادی میگویند، و جمع این کلمه اودیه میآید.در مجمع البیان گفته: کلمه وادی به معنای دامنه کوههای بزرگ است، البته دامنههای پایین که همه آبهای کوه در مواقع...
معنی وَادِی: وادی - محلی که سیلاب از آنجا میگذرد - دامنه کوههای بزرگ - درّه - سرزمین(به همین اعتبار شکاف میان دو کوه را نیز وادی میگویند، و جمع این کلمه اودیه میآید.در مجمع البیان گفته: کلمه وادی به معنای دامنه کوههای بزرگ است، البته دامنههای پایین که همه آبه...
ریشه کلمه:
ودی (۱۱ بار)
سیلگاه. دره. راغب گوید: وادی در اصل محل جریان آب است ودره را از آن وادی گفتهاند. طبرسی فرموده: وادی کرانه کوه است. مجرای بزرگ آب را نیز وادی گویند. و آن در اصل بزرگی امر است و خونبها را از آن دیه گویند که عطایی است در مقابل امر عظیم یعنی قتل. به نظر بعضی آن در اصل به معنی جریان است در مصباح گوید: «وَدَی الشَّیْء» یعنی جاری شد و وادی به معنی دره از آن است. درهای را نمیپیمایند مگر آنکه بر آنها نوشته شود. *. خدایا من ذریهام را در دره بی کشت اسکان دادم. در صحاح گویند: اغلب اوقات بکسره دال اکتفا کرده و یاء را حذف میکنند مثل. در آیه. مراد از آن طریقه و نوع است از انواع مدح و ذمّ و خیال و غیره. جمع وادی در قران مجید اودیه است. از آسمان باران نازل کرد درهها به اندازه و وسعت خود جاری شدند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و لکن اگر دلها را لشکر شیطان مسخر نموده و مالک شد هر نوع تصرفی که می خواهند در آنجا می کنند و آن را به اودیه وساوس می افکنند.