«اوباشان» جمع واژه «اوباش» است و به گروهی از افراد بینظم، ناآرام یا آشوبگر گفته میشود که رفتارهای نامطلوب و خلاف عرف اجتماعی دارند. این واژه در زبان فارسی بیشتر بار معنایی منفی دارد و برای توصیف افرادی به کار میرود که موجب بیثباتی یا برهمزدن نظم میشوند. در برخی منابع لغوی قدیم، معانی دیگری نیز برای ریشه این واژه ذکر شده که با کاربردهای متفاوت آن در متون مرتبط است. با این حال، در کاربرد رایج امروزی، «اوباشان» به معنای جمع اوباش و اشاره به گروهی از افراد بیانضباط است. این کلمه معمولاً در موقعیتهایی به کار میرود که رفتار جمعی ناپسند یا خشونتآمیز توصیف میشود. بنابراین مفهوم اصلی آن ناظر به بینظمی و آشوب است. در متون تاریخی یا ادبی نیز ممکن است برای اشاره به گروههای خاص استفاده شده باشد. معنای دقیق آن بسته به زمینه جمله میتواند کمی تفاوت داشته باشد. با این حال، در زبان معیار، همان معنای جمع «اوباش» را دارد. در نتیجه، «اوباشان» به گروهی از افراد بینظم و آشوبگر اشاره میکند.
اوباشان
لغت نامه دهخدا
اوباشان. [ اَ ] ( نف، ق ) در حال اوباشتن. رجوع به اوباشتن شود. || ( اِ ) ج ِ فارسی اوباش.
فرهنگ فارسی
در حال او باشتن. یا جمع فارسی او باش
جمله سازی با اوباشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساخته میران این لشکر ز روی مرتبت شمع اوباشان خود را ز افسر شاهان لگن
💡 در مقابل این گروه و برای مقابله با شورشهای احتمالی سردار افخم دارالحکومه را به مرکز اوباشان و فراشان سرکوب گر تبدیل کرده بود. به همین جهت مجاهدین گیلان از جمله اعضای کمیتهٔ ستار تصمیم گرفتند به هر وسیلهٔ ممکن سردار افخم را از بین ببرند. حمله آنان به دارالحکومه منجر به رویداد باغ مدیریه گردید.