او ادنی

لغت نامه دهخدا

او ادنی. [ اَ اَ نا ] ( ع ق مرکب ) یا نزدیک تر. یا آنکه نزدیک تر: فکان قاب قوسین او ادنی ( قرآن 9/53 ).
حریف خاص او ادنی محمد کز پی جاهش
سرآهنگان کونین اند سرهنگان درگاهش.خاقانی.

فرهنگ فارسی

یا نزدیک تر. یا آنکه نزدیک تر.

جمله سازی با او ادنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منم دربان سلطانی بعرش دل که دهلیزش رواق قاب قوسینست و او ادنی است ایوانش

💡 رفرف خیالم رفت تا مقام او ادنی یا براق عقلم را جا بعرش اعلی شد

💡 آدم دم از گل نازده کو کوس ما اوحی زده بر اوج او ادنی زده منجوق رایات دنی

💡 بزم او ادنی ورا همسایه ای قاب قوسینش فروتر مایه ای

💡 از مقام علم مطلق آمده در جمع جمع کشف سرقاب قوسین او ادنی کرده ای

💡 دختران شاه او ادنی سریر خود برافکندند از محمل به زیر

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز