لغت نامه دهخدا
اهیل. [ اَ هَْ ی َ] ( ع اِ ) ریگ فروریخته. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
اهیل. [ اُ هََ ] ( ع اِ ) مصغر اَهل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اهل شود.
اهیل. [ اَ هَْ ی َ] ( ع اِ ) ریگ فروریخته. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
اهیل. [ اُ هََ ] ( ع اِ ) مصغر اَهل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اهل شود.
مصغر اهل
اسم: آهیل (پسر) (گیلکی) (پرنده) (تلفظ: ahil) (فارسی: آهیل) (انگلیسی: ahil)
معنی: نام نوعی پرنده، مرغ انجیرخوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پر در عدن چشمم، کرده بود وادی را اذ بدت خیام الحی، من اهیل عدنانی