اهبه
متضادها
گرفتن، سلب کردن
لغت نامه دهخدا
( آهبه ) آهبه. [ هَِ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ اِهاب. پوستهای ناپیراسته.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - ساز برگ بسیج. ۲ - سازگاری.
ساز و ساختگی کار جمع اهب
جمله سازی با اهبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ياه، اهبه، اهوا، يهو، ياهو، يهوذا، ياهوذا، يهوه، ياهو، تهود، اهيا و...