لغت نامه دهخدا
ساز کار. [ زِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آلت کار. آلات اهل صنایع. ( شعوری ج 2 ورق 59 ). آلت طرب و ساز آلت کار و صنعت. ( ناظم الاطباء ). دست افزار. || سامان و درستی و نظم و سلامت کار:
گر ز پی ساز کار، در الف آز
سین سلامت فزودمی چه غمستی ؟خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 805 ).|| عرصه. عدة. ( ترجمان القرآن ). ساختگی.