لغت نامه دهخدا
( مهاجمة ) مهاجمة. [ م ُ ج َ م َ ] ( ع مص ) هجوم کردن. حمله بردن.تاختن بر. || ( اِمص ) هجوم. ج، مهاجمات.
( مهاجمة ) مهاجمة. [ م ُ ج َ م َ ] ( ع مص ) هجوم کردن. حمله بردن.تاختن بر. || ( اِمص ) هجوم. ج، مهاجمات.
(مُ جَ مَ یا جِ مِ ) [ ع. مهاجمة ] ۱ - (مص ل. ) هجوم کردن، حمله کردن. ۲ - (اِمص. ) هجوم، ج. مهاجمات.
به یکدیگر هجوم کردن، ناگهان به همدیگر حمله کردن.
به یکدیگرهجوم کردن، ناگهان به همدیگرحمله کردن
۱ - ( مصدر ) هجوم کردن حمله بردن. ۲ - ( اسم ) هجوم جمع: مهاجمات.
مهاجمة
هجوم کردن، حمله کردن.
هجوم،
مهاجمات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از مهاجمهان به آسانی با افرادی همکاری میکنند که دوست دارند همه چیز را از بین ببرند. در چنین حالتی، تأثیر روی توان محاسباتی شما و در نتیجه شرکت شما، میتواند چیزی کمتر از یک حریق یا بلایای دیگری باشد که باعث میشود تجهیزات محاسباتی شما بهطور کامل تخریب شوند.
💡 بسيار اتفاق مى افتاد كه در شهرهاى بزرگ مانند بغداد و بصره و نيشابور كشمكش و زدو خورد و مهاجمه هايى ميان شيعه و سنى در مى گرفت و در برخى از آنها شيعه غلبه مىكرد و از پيش مى برد.