صواب جستن
مترادفها
حق جستن، درستی جستن، حقیقت جویی
متضادها
خطا کردن، گمراه شدن
لغت نامه دهخدا
صواب جستن. [ ص َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) جستجو کردن آنچه را که درست و صحیح است در رأی و روش و دیگر چیز. تحری.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تحری درست جستن به جستن.
جمله سازی با صواب جستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر تو راضییی کاین دل خراب است رضای دوستان جستن صواب است