تقرب جستن

لغت نامه دهخدا

تقرب جستن. [ ت َ ق َرْ رُ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تقرب یافتن. تقرب حاصل کردن. رجوع به تقرب و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تقرب یافتن

جمله سازی با تقرب جستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وسيله در اصل به معنى تقرب جستن و يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقهو رغبت ميشود مى باشد.

💡 بعضى ديگر گفته اند: معناى قربى تقرب به خدا است، و مودت به قربى عبارت استاز مـودت بـه خـدا از راه تقرب جستن به او به وسيله اطاعت و معناى آيه اين است كه: من ازشما اجرى نمى خواهم مگر همين را كه به وسيله تقرب جستن به خدا به او مودت كنيد.

💡 بعضى هم گفته اند كه خدا را به حق رسول الله (صلى الله عليه و آله ) و سايراوليايش قسم دادن و به آنان تقرب جستن و آنان را به هر وجهى كه شده شفيع قرار دادنجايز نيست، زيرا اين عمل خود يك نحوه پرستش و براى غير خدا نفوذ معنوىقايل شدن است.

💡 عمل باشد تقرب جستن و فرمانبری کردن به هر کاری که از دانش رضای حق در آن بینی

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز