اندکان

لغت نامه دهخدا

اندکان. [ اَ دَ ] ( اِخ )یا اندگان. نام شهری و ولایتی است مابین سمرقند و چین و معرب آن اندجان است. ( برهان قاطع ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). شهری است در ترکستان که پایتخت فرغانه است و آن را تعریب کرده، اندجان گفته اند. ( از ناظم الاطباء ). دهی است بفرغانه. از آن ده است عمروبن محمد طاهر صوفی. ( منتهی الارب ) ( از معجم البلدان ). و شاعر فارسی علی قرط اندکانی از آن قریه است. ( یادداشت مؤلف ). || دهی است بسرخس در آن ده است قبر زاهد احمد حماوی. ( منتهی الارب ) ( از معجم البلدان ). و رجوع به اندکان شود.

جمله سازی با اندکان

💡 اَندیجان (نام‌های دیگر: اندکان، اندگان) از شهرهای ازبکستان و مرکز استان اندیجان این کشور است.

💡 نام این شهر منابع روزگار مغول، اندکان و در منابع روزگار جغتایی، اندگان آمده‌است.

💡 خواجه احمد حماد سرخسی، از صوفیان و عرفای دوره آغاز حکومت سلجوقیان بوده‌است. در کتاب خراسان بزرگ آمده که مقبره وی در قریه اندکان از نواحی سرخس می‌باشد.

تعداد یعنی چه؟
تعداد یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز