لغت نامه دهخدا
اندودش. [ اَ دِ ] ( اِمص ) گل کاری. گل مالی. اندایش:
برون بنا ماند برجای خویش
کز اندودش گل حرم داشت پیش.نظامی.
اندودش. [ اَ دِ ] ( اِمص ) گل کاری. گل مالی. اندایش:
برون بنا ماند برجای خویش
کز اندودش گل حرم داشت پیش.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنج بار از که گل اندودش نمود چار نوبت از لجن پاکش زدود