اندای

لغت نامه دهخدا

اندای. [ اَ ] ( نف مرخم ) اندودکننده و کاهگل مالنده. ( ناظم الاطباء ). کاهگل کن وکاهگل کننده. ( مؤید الفضلاء ) ( از شرفنامه منیری ). || ( اِ ) آژند و گچ. || شکوه و شکایت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اندا و اندودن شود.
اندای. [ اَ ]( مغولی، اِ ) دوست. رفیق. اندا. رجوع به اندا شود.
اندای. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش تربت جام شهرستان مشهد با 449 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - گلابه کاهگل. ۲ - ( اسم ) در ترکیب بجای (انداینده ) استعمال شود: بام اندا.
ده از بخش تربت جام شهرستان مشهد. آب از قنات. محصول: غلات و پنبه.

جمله سازی با اندای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلامی غم اندای چون جام صهبا سلامی دلارای چون یار همدم

💡 درونش همچو بیرون غارت اندای چو ایوان خیال از هیچ برپای

💡 بی باده خجالت کشم از باد بهاری صبح ست و دم غالیه اندای ندارم

💡 ز بس برخاست گرد گیتی اندای زمین را شاخ گاو چرخ شد جای

💡 تا دل ابر بهاری در دهد مهر بر گردون زر اندای تو باد

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز