لغت نامه دهخدا
انجم سپاه. [ اَ ج ُ س ِ ] ( ص مرکب ) در مدح ملوک استعمال کنند واین از جهت افزونی سپاه و فیروزی بود. ( آنندراج ).
انجم سپاه. [ اَ ج ُ س ِ ] ( ص مرکب ) در مدح ملوک استعمال کنند واین از جهت افزونی سپاه و فیروزی بود. ( آنندراج ).
در مدح ملوک استعمال کنند و از این جهت افزونی سپاه و فیروزی بود ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپیده چو سالار انجم سپاه به خاور زد از باختر بارگاه
💡 که شاه فلک قدر انجم سپاه چو مه بر سر ما زند خیرگاه
💡 شه انجم سپاه آسمان تخت جهانگیر و جهاندار و جوانبخت
💡 شاها ز صفه فلکت بارگاه باد افزون ترت ز ذره و انجم سپاه باد
💡 ملک مواکب انجم سپاه مه رایت فلک سرادق کرسی بساط عرش ایوان
💡 پس آنگه شهنشاه انجم سپاه به خرگه درآمد چو رخشنده ماه