واژه «انجمافروز» از ترکیب دو جزءِ اصیل و ریشهدار در زبان و ادب فارسی ساخته شده است: «انجم» که جمع واژه عربی «نجم» به معنای ستاره و ستارگان است، و «افروز» که از مصدر «افروختن» گرفته شده و معنای روشنکردن، فروزانساختن و نوربخشیدن را در خود دارد؛ از اینرو، معنای دقیق این واژه «روشنکننده و فروزانساز ستارگان» یا به تعبیر ادبیتر «ستارهافروز» است. این ترکیب در متون ادبی، عرفانی و بلاغی فارسی جایگاهی ارزشمند دارد و بیشتر به عنوان صفتی باشکوه و توصیفی برای ذات باریتعالی به کار میرود، زیرا در نگرش شاعرانه و الهیاتی، خداوند آفریننده آسمان، ستارگان و بخشنده نور و فروغ به جهان هستی دانسته میشود. از دیدگاه ساختار واژگانی، «انجمافروز» یک صفت فاعلیِ مرکب به شمار میآید که فاعل عمل افروختن را نشان میدهد و بر نقش آفرینندگی و نوربخشی دلالت میکند. این واژه علاوه بر معنای ظاهری خود، در لایههای عمیقتر ادبی و نمادین، اشاره به سرچشمه روشنایی، هدایت و نظم کیهانی دارد و به همین سبب در شعر فارسی بار معنایی بسیار فاخر و معنوی یافته است. شاعران برای بیان عظمت پروردگار، شکوه آفرینش و زیبایی سپهر از چنین ترکیباتی بهره بردهاند تا تصویر ذهنی روشنی از آسمان ستارهباران و قدرت خالق آن پدید آورند. از منظر بلاغت، این واژه دارای ظرفیت تصویری بالایی است، زیرا همزمان مفاهیم نور، آسمان، خلقت و زیبایی را در ذهن مخاطب زنده میکند.
انجم افروز
لغت نامه دهخدا
انجم افروز. [ اَ ج ُ اَ ] ( نف مرکب ) افروزنده و روشن کننده ستارگان:
فلک بر پای دار و انجم افروز
خرد را بی میانجی حکمت آموز.نظامی.ای برآرنده سپهر بلند
انجم افروز و انجمن پیوند.نظامی ( هفت پیکر ص 2 ).
فرهنگ فارسی
افروزنده و روشن کننده ستارگان
جمله سازی با انجم افروز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب تیره پیدا نهان روز شد حصار فلک انجم افروز شد
💡 چراغ چشم چرخ انجم افروز ز نامش حرز تو مار شب و روز
💡 پی اوج آن دو ماه انجم افروز ره یکساله طی کردند یک روز