انتحاب
مترادفها
انتخاب، برگزیدن
لغت نامه دهخدا
انتحاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) سخت گریستن و آواز برداشتن در گریه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بشدت گریستن. ( از اقرب الموارد ). گریستن بآواز بلند. زار گریستن. ( یادداشت مؤلف ). || سخت دم زدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بشدت نفس کشیدن. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
سخت گریستن و آواز برداشتن در گریه ٠ به شدت گریستن زار گریستن ٠ به شدت نفس کشیدن ٠
جمله سازی با انتحاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زوج نقطه را محاسبه کرده و زوجی را که کمترین فاصله را دارند، انتحاب کنیم. شبه کد این الگوریتم در زیرمشاهده میشود.
💡 در سال ۲۰۰۲ دریاچه برای حفاظت طبق کنوانسیون رامسر انتحاب گردید، اما نهایتاً در دسامبر ۲۰۱۵ به طور کامل خشک شد.