امیر قافله
مترادفها
کاروانسالار
لغت نامه دهخدا
امیر قافله. [ اَ رِ ف ِ ل َ/ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رئیس کاروان.
فرهنگ فارسی
رئیس کاروان
جمله سازی با امیر قافله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درکار فرار و ولوله استم گر بنده امیر قافله استم