لغت نامه دهخدا
امورات. [ اُ ] ( از ع، اِ ) ج ِ امور و جج ِ امر: صدراعظم امورات لازمه مهمه را بخاکپای مبارک عرضه داشته... ( از لایحه قانون مشیرالدوله صدراعظم که بصحه ناصرالدین شاه رسیده، از فرهنگ فارسی معین ).
امورات. [ اُ ] ( از ع، اِ ) ج ِ امور و جج ِ امر: صدراعظم امورات لازمه مهمه را بخاکپای مبارک عرضه داشته... ( از لایحه قانون مشیرالدوله صدراعظم که بصحه ناصرالدین شاه رسیده، از فرهنگ فارسی معین ).
جمع امور جمع الجمع:امر: (صدر اعظم امورات لازم. مهمه را بخاکپای مبارک عرضه داشته... ) (از لایح. قانون مشیر الدوله صدر اعظم که بصحه. ناصرالدین شاه رسیده ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانشکده بهداشت اوز در سال ۱۳۹۰ به عنوان دومین دانشکده تحت پوشش این دانشکده تأسیس شد و در سال ۱۳۹۱ برای نخستین بار به پذیرش دانشجو پرداخت. در سال ۱۳۹۵ شبکه بهداشت و درمان و بیمارستان شهرستان خنج از دانشگاه علوم پزشکی شیراز به دانشکده علوم پزشکی لارستان ملحق و اداره امورات آن بر عهده این دانشکده قرار داده شد.
💡 افراد این طایفه در اصل ترکیبی از دیگر طوایف بودهاند و به امورات کلانتر میپرداختند و اطرافیان کلانتر را تشکیل میدادند و بر همین مبنا دور و بر خوانده میشدند. نمونههایی از این نوع طایفه در ایلات قشقایی و عرب نیز موجود میباشد که به عمله معروف هستند.
💡 در نهایت، شرایط جنگ جهانی اول به سود طرفداران قوای محور (آلمان و …) نبوده و فرهنگ تحت نظر روسها در کرمانشاه ساکن میشود. اما تلگراف زیر نگرانی حاکم کرمانشاه را از گسستن امورات عشایری با ادامه ماندن فرهنگ در کرمانشاه نشان میدهد. نهایتاً فرهنگ با وساطت روحانیون ذی نفوظ به منطقه بر میگردد.
💡 این انجمن که با دریافت کمکهای مالی از جانب رهبران روحانیت امورات خود را سپری می کرد روزبهروز بر توانائیهای خود افزود و به شبکهای گسترده و سازمانیافته با ۱۲۰۰۰ عضو در سراسر ایران تبدیل شد.
💡 راجع به ارتفاع محظورات خارجی و استحلاض فتح السلطان شرح مبسوطی به جناب ژنرال پاوانف فرمانده کل قشون دولت بهیه روس نوشته و مراتب را بعد به عرض حضور مبارک تقدیم خواهد داشت ولی اجمالاً عرض میکنم معاملات نظام اناً فاناً و مأمورین خارجه خیلی شدید و وخیم است و میترسم عاقبت اسباب زحمت بزرگی فراهم شده رشته امورات عشایری از هم گسیخته گردد [۶].