واژه «امردباز» در متون کهن فارسی به عنوان یک صفت مرکب به کار میرود و برای توصیف فردی استفاده میشود که به پسران نوجوان یا «امردان» گرایش دارد و به آنان علاقه نشان میدهد. در منابع لغوی، این واژه معمولاً با معانیای مانند امردپرست، شاهدباز یا پسرباره آمده و در برابر «دخترباره» قرار میگیرد که به گرایش به زنان اشاره دارد. «امرد» در زبان قدیم به نوجوانی گفته میشود که هنوز ریش و نشانههای کامل مردی در او ظاهر نشده است و «باز» در این ترکیب به معنای دوستدار یا گرایشدار است. بنابراین «امردباز» به فردی اطلاق میشود که چنین گرایشی دارد و در متون کهن غالباً با بار معنایی منفی و نکوهشی به کار رفته است. این واژه در ادبیات اخلاقی و دینی گذشته به عنوان رفتاری ناپسند و مخالف هنجارهای اجتماعی و دینی معرفی شده است. در برخی منابع، این مفهوم با اصطلاحاتی مانند غلامباره یا بچهباز نیز هممعنا دانسته شده است. از نظر تاریخی، این واژه بیشتر در توصیف رفتارهای اخلاقی یا نقد اجتماعی افراد به کار میرفته و جنبه توصیفی–انتقادی داشته است. بنابراین «امردباز» واژهای است که به گرایش فرد به امردان اشاره دارد و در متون سنتی به عنوان رفتاری ناپسند و خلاف معیارهای اخلاقی معرفی شده است.
امردباز
لغت نامه دهخدا
امردباز. [ اَ رَ ] ( نف مرکب ) غلام باره. رجوع به امرد شود.
جمله سازی با امردباز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باده پیما و رند و امردباز بیدلی پیشه عاشقی کارش