لغت نامه دهخدا
المستغاث. [ اَ م ُ ت َ ] ( ع اِ ) پناهگاه. ملجاء. گریزگاه. || ( صوت ) در مقام استغاثه گویند یعنی مرا پناه دهید و بدادم برسید. الغیاث: و روی بخراشید و المستغاث ای مسلمین آواز درداد. ( سندبادنامه ص 73 ).
المستغاث. [ اَ م ُ ت َ ] ( ع اِ ) پناهگاه. ملجاء. گریزگاه. || ( صوت ) در مقام استغاثه گویند یعنی مرا پناه دهید و بدادم برسید. الغیاث: و روی بخراشید و المستغاث ای مسلمین آواز درداد. ( سندبادنامه ص 73 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای ز تو خوش هم ذکور و هم اناث داد کن المستغاث المستغاث
💡 نمی کردم فغان زین بیش چون از سر گذشت آبم من و المستغاث اکنون ز جزع و لعل خونخوارش
💡 گر همچنین بماند روی پریوش تو المستغاث و فریاد از انس و جان برآید