الماس نشان
لغت نامه دهخدا
الماس نشان. [ اَ ن ِ ] ( ص مرکب ) مرصع به الماس. آنچه الماس در آن نگارند.
فرهنگ عمید
آنچه الماس بر آن نشانده باشند، مرصع به الماس.
فرهنگ فارسی
مرصع به الماس
جمله سازی با الماس نشان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جایزه نخل سگ از سال ٢٠٠١ در بخش جنبی جشنواره فیلم کن توسط منتقدان بینالمللی فیلم برگزار میشود. این جایزه یکی از پربینندهترین مراسم جنبی جشنواره کن است که هرسال به یک سگ زنده یا انیمیشن تعلق میگیرد. جایزه «نخل سگ» بههمراه تندیس آن که شامل یک قلاده الماس نشان که روی آن کلمات «نخل سگ» نوشته شده است.
💡 در میانه و زیر کنگره پیشین تاج، خورشیدی زرین با پرتوهای الماس نشان و الماس زرد برلیان درشت کاشته شدهاست و در پشت همین کنگره، جقه پایه دار اسلیمی جای میگیرد که بر پشت آن پَر حواصیل کاشته میشود.