واژه «الای» یک اسم دخترانه با ریشه ترکی است که در برخی منابع نامها به معنای «ماه ایل» یا «زیباروی ایل» آمده است. این نام از ترکیب مفاهیم زیبایی و تعلق به ایل یا طایفه شکل گرفته و بار معنایی لطیف و شاعرانه دارد. در فرهنگ نامگذاری، «الای» معمولاً برای اشاره به دختری زیبا، دلنشین و محبوب در میان قوم یا خانواده به کار میرود. این واژه بیشتر جنبه اسمی دارد تا واژهای عمومی در زبان، و به عنوان نام خاص استفاده میشود. از نظر معنایی، ترکیب آن نشاندهنده زیبایی در میان جمع یا روشنایی در میان ایل است. چنین نامهایی در زبان ترکی اغلب با عناصر طبیعت مانند ماه، نور و زیبایی پیوند دارند. کاربرد آن در ایران و میان ترکزبانان به عنوان نام دختر رایج است. این نام علاوه بر زیبایی آوایی، معنای مثبت و دلنشین نیز دارد. در نتیجه، «الای» به عنوان نامی دخترانه به معنای «زیباروی ایل» یا «ماه ایل» شناخته میشود.
الای
لغت نامه دهخدا
( آلای ) آلای.( نف مرخم ) در کلمات مرکبه مخفف آلاینده:
نیست بر من روزه در بیماری دل زآن مرا
روزه باطل میکند اشک دهان آلای من.خاقانی.لبش گاهی بخواهش لقمه آلای
ولی در زیر لب لخت جگرخای.طالب آملی.
الای. [ اَ ] ( ترکی، اِ ) اسباب. تشریفات. شکوه. ( دزی ).
- الای جاوش؛ مأمور دولتی که کار او رساندن پیغامها و اعلان جنگ است. ( دزی ).
- الای مدافع؛ زد و خورد. ( دزی ).
- امیر الای؛ کلنل. سرهنگ. ( دزی ).
- بالالای؛ با شکوه تمام. با تشریفات. ( دزی ).
فرهنگ فارسی
( آلای ) ( اسم ) در کلمات مرکب بمعنی آلاینده آید: دهان آلای لقمه آلای.
نعمت ها، نیکویی ها، جمع الی
این کلمه ترکی است بمعنی اسباب تریشفات.
فرهنگ اسم ها
اسم: الای (دختر) (ترکی) (تلفظ: elay) (فارسی: اِلای) (انگلیسی: elay)
معنی: ماه ایل، زیباروی ایل
دانشنامه آزاد فارسی
آلای. آلای (Alay)
رشته کوهی به طول ۲۴۰ کیلومتر، در شمالی ترین قسمت پامیر. از شرق به غرب، میان جنوب غربی قرقیزستانو استان بدخشان در تاجیکستان امتداد دارد. بلندترین قلۀ آن ۷,۱۳۴ متر است. درۀ پهناور آلای در شمال و دره های موکسوو مارکانسودر جنوب آن واقع است.
جمله سازی با الای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نفی من شد باعث اثبات من آنچه در لای من الای من است
💡 تیغ لا در پنجه این کافر دیرینه ده باز بنگر در جهان هنگامهٔ الای من
💡 به تقدیر و تدبیر سلطان حاکم به الای و نعمای رزاق واهب