لغت نامه دهخدا
اقتداد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) از بن بریدن. || بدرازا شکافتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || نیکو اندیشیدن کار و جدا و ممتاز کردن آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
اقتداد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) از بن بریدن. || بدرازا شکافتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || نیکو اندیشیدن کار و جدا و ممتاز کردن آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
از بن بریدن یا بدرازا شکافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بنفشه به زلف تو اقتداد کندی) هزار گونه در او پیچ و چین و تابستی