واژهی اقتدا مصدری عربی و بهمعنای اقتداء است. در متون کهن و فرهنگهای لغت، این واژه بهصورت اِقتِدا نیز ثبت شده است. معنای اصلی آن، تقلید، متابعت و پیروی کردن از دیگری در گفتار، کردار یا باور است. این مفهوم، بیانگر عمل کسی است که راه و روش فردی دیگر را الگوی خود قرار میدهد و از او سرمشق میگیرد. در کاربردهای زبانی، این واژه اغلب در حوزههای دینی، اخلاقی و اجتماعی بهکار میرود. برای نمونه، در نماز جماعت، مأمومان به امام خود اقتدا میکنند و حرکات و قرائت او را دنبال مینمایند. بهطور کلی، هرگونه پیروی آگاهانه و اختیاری از یک الگو یا مرجع، چه در امور عبادی و چه در شئون زندگی، در قالب این مفهوم جای میگیرد و بار معنایی مثبتی دارد.
اقتدا
لغت نامه دهخدا
اقتدا. [ اِ ت ِ ] ( از ع، اِمص ) اقتداء. تقلید و متابعت و پیروی. ( ناظم الاطباء ). پیروی کردن.
- اقتدا داشتن؛ اقتدا کردن.
- اقتدا کردن؛ پشت سر امام جماعت بجماعت نماز گزاردن.
- || پیروی کردن:
وانگه که بعشق اقتدا کردیم
در عالم عشق مقتدا گشتیم.عطار.هر کس سر فقر عرش سا کرد
بر شاه محمد اقتدا کرد.واله ( از آنندراج ).جست قضا داوری از پی کار جهان
عقل بدو اقتدا کرد که این کار اوست.سلمان ساوجی ( از آنندراج ).رجوع به اقتداء شود.
فرهنگ عمید
۱. پیروی کردن، تقلید کردن از کسی.
۲. (فقه ) نماز گزاردن پشت سر پیش نماز.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) پیروی کردناز پی در آمدن تقلید کردن. ۲ - نماز گزاردن پشت سر امام جماعت. ۳ - ( اسم ) پیروی.
تقلید و متابعت و پیروی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اقتدا:به انجام عملی بسان عمل فردی دیگر، به قصد تأسّی گفته می شود. به اقتدا کننده «مقتدی»، به رفتار او«اقتدا» وبه اقتدا شونده «مقتدا به» گفته می شود. از این عنوان در باب صلاة، سخن رفته است.
اقتدا بر دوگونه است:
← اقتدا در نماز
۱. ↑ العروة الوثقی،ج ۱، ص ۷۶۷.۲. ↑ جواهر الکلام،ج ۱۳، ص ۲۳۰.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج ۱، ص ۶۳۷-۶۳۹.
...
جمله سازی با اقتدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تویی که چرخ به صدر تو التجا کردست شعاع عقل برای تو اقتدا کردست
💡 جنید گوید هر کی حافظ قرآن نباشد و حدیث ننوشته باشد به وی اقتدا مکنید کی علم ما مقیّد است بکتاب و سنّت.
💡 اگر به مظلمه ی زلفت اقتدا کردم جز این دگر چه گرفتم ز کفر پریشانی