افرار

لغت نامه دهخدا

افرار. [ اِ ] ( ع مص ) گریزانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بر گریختن داشتن. ( المصادرزوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || دندان شیر افکندن ستور و برآوردن جز آن. || با کسی چیزی کردن که از آن بگریزد. || شمشیر شکافتن سر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با افرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دسترسی پذیری رایانه به در دسترس بودن سیستم های کامپیوتری برای همه انسان ها بدون توجه به کم‌توانی یا شدت معلولیت در فرد است. لفظ دسترسی‌پذیری بیشتر در ارجاع به سخت افرار ویژه و نرم‌ افزار ویژه یا ترکیبی از این دو استفاده ‌میشود که سیستم هایی هستند که طراحی شده‌اند تا استفاده از رایانه را برای فرد معلول یا کم‌توان امکان پذیر سازد. دسترسی پذیری کامپیوتر عموما تاثیر مثبت مستقیمی روی افراد معلول دارد.

💡 شور برق آن بتار بر سران سرکش زد تا که سکه افرار بر قلوب بی غش زد

کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
یوحی یعنی چه؟
یوحی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز