لغت نامه دهخدا
اعتبار بخشیدن. [ اِ ت ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) ارزش و ارج دادن. قدر و احترام بکسی اعطا کردن:
بسنگی بخشد آنسان اعتباری
که بر تاجش نشاند تاجداری.وحشی بافقی ( از ارمغان آصفی ).
اعتبار بخشیدن. [ اِ ت ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) ارزش و ارج دادن. قدر و احترام بکسی اعطا کردن:
بسنگی بخشد آنسان اعتباری
که بر تاجش نشاند تاجداری.وحشی بافقی ( از ارمغان آصفی ).
ارزش و ارج دادن. قدر و احترام بکسی اعطا کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به موارد یاد شده میتوان گفت، هدف اصلی در جلوگیری از کتابت و تدوین روایات پیامبر(ص)، سیاسی بوده، اعتبار بخشیدن به سخنان و کارهای حاکمان و صاحبان قدرت، تا سخن آنها را در کنار سخنان پیامبر(ص)، یا جای گزین سخن ایشان قرار داده و ملاک عمل، معرّفی کنند.
💡 پس از برقراری روالهای مختلف در واحد خدمات و مشخص بودن وظیفه هر واحد و هر نفر از این واحد میتوان برای دریافت گواهینامههای مختلف اقدام کرد که باعث اعتبار بخشیدن به واحد و بطبع آن شرکت مادر و برند میگردد.