لغت نامه دهخدا
اشرط. [ اَ رَ ] ( ع ن تف ) فرومایه تر. اسم تفضیل است بدون فعل و این نادر است. ارذل. یقال: الغنم اشرطالمال؛ ای ارذله. ( اقرب الموارد ).
اشرط. [ اَ رَ ] ( ع ن تف ) فرومایه تر. اسم تفضیل است بدون فعل و این نادر است. ارذل. یقال: الغنم اشرطالمال؛ ای ارذله. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روا باشد مرا ور اشرط اطلاق بود ثابت بوصفش معنی لا