اسیر خانه
مترادفها
زندان، اسارتگاه
لغت نامه دهخدا
اسیرخانه. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) زندان خانه. اسیرجای:
تا در اسیرخانه آن زلف بود غیر
من در شکنجه بودم و او در عذاب بود.محتشم کاشانی.
فرهنگ فارسی
زندان خانه اسیر جای
جمله سازی با اسیر خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا در اسیر خانه آن زلف بود غیر من در شکنجه بودم و او در عذاب بود