لغت نامه دهخدا
( آسای ) آسای. ( نف مرخم ) رجوع به آسا شود.
( آسای ) آسای. ( نف مرخم ) رجوع به آسا شود.
( آسای ) ( اسم ) در ترکیبات بمعنی آساینده آید: تن آسای جان آسای روان آسای.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اپیزود اول: تازه کار؛ بازیگران مهمان: داوود رشیدی، فخری خوروش، اصغر بیچاره، مهدی کاشانیان، محمد یگانه، علی برجسته (این اپیزود، داستانی سه قسمتی بوده و با توجه اطلاعات تیتراژ آغازین، بر اسای داستان "بازجویی بی نتیجه"، نوشته "فردریک فورسایت" ساخته شده است).