لغت نامه دهخدا
ارمونی. [ ] ( اِ ) شقیق. شقر. شقایق. شقایق النعمان. کاسه بشکنک. لاله نعمان. لاله دلسوخته. لاله داغدار.
ارمونی. [ ] ( اِ ) شقیق. شقر. شقایق. شقایق النعمان. کاسه بشکنک. لاله نعمان. لاله دلسوخته. لاله داغدار.
شقایق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او برای طراحی جلد کاتالوگ ارمونی شو در سال ۲۰۰۶ نیز دعوت شده بود، نقاشیهای اخیر او با مبلغ قابل توجهی به فردریکس و غرفهٔ گالری فریسر داده شد، که هر کدام ان را در معرض نمایش قرار دادند.