لغت نامه دهخدا
اردو زدن. [ اُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برقرار ساختن معسکر در جائی.
اردو زدن. [ اُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برقرار ساختن معسکر در جائی.
( مصدر ) بر پا کردن اردو بر قرار ساختن لشکر گاه.
💡 سازمان ملی پیشآهنگی میکوشید تا نوجوانان ایرانی را با مهارتهای گوناگون آشنا کند. از جمله این مهارتها نحوه اردو زدن، نکات بهداشتی، قوانین راهنمایی و رانندگی، کاردستی، بازی و نقاشی، حرکات ورزشی، کمکهای اولیه، سرود و آداب معاشرت، شعر، دانستن دربارهٔ طناب، قدرت طناب، انواع گرهها، بستن دو چوب، ساخت مهار، قایق، پل، عرابه، برج و ماکت برای کسب نشان لیاقت بود.
💡 با راهنمایی ریموند، گی فرمان داد لشکر در آن سوی لوبیا، نزدیک شیبهای شاخ حطین در کنار چاه اردو زند. همهٔ سپاه پیرامون ریموند حلقه زد، ولی انتخاب آنجا برای اردو زدن مناسب نبود، چرا که چاه آب نداشت. در حالیکه، صلاحالدین با سپاه خود در درهٔ سرسبزِ پایینِ آنها اردو زدهبود.
💡 در نبرد دوریلیوم حدود چهارهزار نفر از نیروهای صلیبی کشته شدند اما همین که سلجوقیها به هدفشان نرسیدند و عقبنشستند پیروزی بزرگی برای صلیبیون محسوب میشد. صلیبیون بعد از سه روز اردو زدن در این منطقه حالا میبایست به سمت انظاکیه حرکت کنند.
💡 امیران از ارغون شاه، والی سمرقند، خواستند که او را به شهر راه ندهد. به خلیل سلطان در تاشکند نیز هشدار داده شد و از آنها خواسته شد تا با سربازان جناح دوم به آکار بروند، جایی که برای اردو زدن ایدهآل بود. ابراهیم سلطان به همراه امیران نورالدین و شاه مالک منطقه اوترار را که در آنجا بودند به سمت سمرقند ترک کردند (دریادار بردی بیگ در اوترار فرماندهی میکرد).
💡 گردشگری و تفریح در فضای باز نقش عمده و بهطور فزاینده مهم در اقتصاد مین بازی میکنند. این ایالت مکان معروفی برای شکار (به ویژه شکار خرس، آهو و گوزن)، ماهیگیری، اسکی روی برف، قایقرانی، اردو زدن، پیادهروی و دیگر فعالیتهای ورزشی است.
💡 مسلمانان در برابر حمله نیروهای غسانیان، متحدان بیزانس، آسیب پذیر بودند. و اردو زدن در آن منطقه نیز امری خطرناک بود زیرا هنوز یک نیروی قوی بیزانسی در قصریه حضور داشت که می توانست از پشت به مسلمانان حمله کند در حالی که از جلو با بیزانسی ها مشغول بودند. در مشاوره از خالد بن ولید، نیروهای مسلمان به رمله عقب نشینی کردند.