ادب پرور
مترادفها
تربیتکننده، پرورشدهنده
متضادها
بیادب
لغت نامه دهخدا
ادب پرور. [ اَ دَ پ َوَ ] ( نف مرکب ) مشوق ادب. مروّج فرهنگ:
چشم بدان دور باد از آن شه کان شه
سخت ادب پرور است و علم خریدار.فرخی.
فرهنگ عمید
آن که ادیبان و اهل ادب را دوست دارد و آنان را تشویق و ترغیب می کند، دوستدار دانش و فرهنگ.
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) مشوق ادب آنکه به ادب و اهل ادب دلبستگی دارد.
جمله سازی با ادب پرور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر حلقه در، در حرم وصل برد رشک هر حلقه چشمی که ادب پرور عشق است