لغت نامه دهخدا
ابیلی. [ اُ ] ( ع اِ ) نامی از نامهای زنان عرب.
ابیلی. [ اَ لی ی ] ( ع ص، اِ ) اَبیل. سر زاهدان نصاری:
و ما ابیلی علی هیکل
بناه و صلَّب فیه و صارا.( از جوالیقی ).
ابیلی. [ اُ ] ( ع اِ ) نامی از نامهای زنان عرب.
ابیلی. [ اَ لی ی ] ( ع ص، اِ ) اَبیل. سر زاهدان نصاری:
و ما ابیلی علی هیکل
بناه و صلَّب فیه و صارا.( از جوالیقی ).
ابیلی ( به فرانسوی: Abilly ) یک کمون در فرانسه با جمعیت ۱٬۱۰۴ نفر است که در Canton of Descartes واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیم من پلیه بازیکنان سرشناس زیادی را ساختهاست که اکثر آنها در تیم ملی فوتبال زنان فرانسه نیز بازی کردهاند. هدا لتافیکی از اعضای کنونی تیم اول مونپلیه است و در طول ده سال حضور مداوم وی از سال ۱۹۹۷–۲۰۰۷ یکی از بازیکنان اصلی تیم ملی زنان فرانسه نیز بهشمار میآید. لتاف کار خود را در تیم ملی فرانسه با ۱۰۰ بازی و ۳۱ گل زده به اتمام رساند. از بازیکنان پیشین و کنونی ملی این باشگاه میتوان از سونیا بمپستور و کامی ابیلی نام برد که هردو خارج از فرانسه و در لیگ حرفهای فوتبال زنان آمریکا بازی میکردند. بازیکنان ملی و بینالمللی لوییزا نسیب،آلودی تومیس و لر لوپیر همگی پیش از پیوستنشان به باشگاه فوتبال زنان المپیک لیون برای این تیم فوتبال بازی میکردند.