لغت نامه دهخدا
ابرگیر. [ اَ ] ( نف مرکب ) ابرکش.
ابرگیر. [ اَ ] ( نف مرکب ) ابرکش.
( اسم صفت ) که ابر تولید کند که جاذب و جالب ابر باشد: دریا جنگل و کوه ابرکش باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه همچو قطره بخاکست بازگشت ترا؟ چو ابر گیر که خود سر بر آسمان سایی