اب داغ
مترادفها
آب گرم، آب جوش
لغت نامه دهخدا
( آب داغ ) آب داغ. [ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آب جوشانیده. آب گرم کرده: یک استکان آب داغ.
فرهنگ فارسی
( آب داغ ) ( اسم ) آب جوشیده که با قند یا شکر نوشند: یک استکان آب داغ.
آب جوشانیده آب گرم
جمله سازی با اب داغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مینوس خواستار بازگشت دایدالوس شد اما کوکالوس امتناع کرد زیرا دایدالوس برای او شهری تسخیرناپذیر ساخته بود. مینوس شهر را محاصره کرد و کوکالوس با تظاهر به صلح و آشتی او را به مهمانی دعوت کرد تا ظاهراً دایدالوس را به او تحویل دهد. ابتدا مینوس را به حمام بردند و قرار شد سه دختر شاه او را به روش سنتی استحمام کنند. اما دایدالوس که فن لولهکشی میدانست و حمام را لولهکشی کرده بود، جریان اب داغ به لولهها روانه کرد و مینوس با درد و رنج جان سپرد.