داغ ساختن

لغت نامه دهخدا

داغ ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) داغ کردن. نشانمند کردن. ( آنندراج ):
تا برگرفته ای ز رخ خود نقاب را
چون لاله داغ ساخته ای آفتاب را.وحید.- داغ ساختن آب و روغن و جز آن؛ گرم کردن و گداختن آن:
کسی از عهده خصم ملایم برنمی آید
که آتش داغ سازد آب را اما نمیسوزد.محسن تأثیر.و رجوع به داغ کردن شود. || ساختن آلت داغ.

فرهنگ فارسی

داغ کردن

جمله سازی با داغ ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرض كنيد قاتل و مقتول با هم برادر و يا سابقه دوستى و پيوند اجتماعى داشتهباشند، در اينصورت اجبار كردن به قصاص داغ تازهاى بر اولياىمقتول مى گذارد، و مخصوصا در مورد افرادى كه سرشار از عواطف انسانى باشند اجباركردن بر قصاص خود زجر و شكنجه ديگرى براى آنها محسوب مى شود، در حالى كهمحدود ساختن حكم به روش عفو و ديه نيز افراد جنايتكار را جريتر مى كند.

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز