می پرستی

لغت نامه دهخدا

می پرستی. [ م َ / م ِ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) صفت و پیشه می پرست. باده گساری. می خوارگی:
تا می پرستی پیشه موبد است
تا بت پرستی پیشه برهمن.فرخی.مشو شیرین پرست ار می پرستی
که نتوان کرد با یکدل دو مستی.نظامی.ز مستی همه می پرستی بود
چه حاجت بود می چو مستی بود.امیرخسرو.بت پرستی ز می پرستی به
مردن عاقلان ز مستی به.اوحدی.و رجوع به می پرست شود.

فرهنگ عمید

اشتیاق بسیار به نوشیدن باده داشتن.

فرهنگ فارسی

علاقه مفرط بنوشیدن شراب.

جمله سازی با می پرستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا گفتی که تا کی می پرستی مرا از چشم تست این عین مستی

💡 بر آنستم که از این می پرستی کنم در نیستی تدبیر هستی

💡 به خود ز دوست نیابیم تا ز می مستیم تمام دوست پرستی است می پرستی ما

💡 تا ابد مست بیفتد چو من از ساغر عشق می پرستی که بود بیخبر از جام الست

💡 عمری خداپرستی کردی ز خودپرستی شاید به می پرستی از خود امان بیابی

💡 نیست بی اسرار وحدت می پرستی های ما آتش ایمن ز چوب تاک می بینیم ما

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز