مملکت بخش
مترادفها
حاکم، پادشاه، فرمانروا
لغت نامه دهخدا
مملکت بخش. [ م َ ل َ / ل ِ ک َ ب َ ] ( نف مرکب ) بخشنده مملکت. بخشنده کشور و سرزمین. که پادشاهی و دارائی سرزمینی و ناحیتی و کشوری را به کسی بخشد:
کیست اندر همه عالم چو تو دیگر ملکی
مملکت بخش و فلک جنبش و خورشیدمثال.فرخی.سلاطین نژادا خلیفه پناها
تویی مملکت بخش و اسلام پرور.خاقانی.مملکت بخشی که نقش هشت حرف نام اوست
بیضه مهری که بر کتف پیمبر ساختند.خاقانی.
فرهنگ فارسی
بخشنده مملکت بخشنده کشور و سرزمین. که پادشاهی و دارائی سرزمینی و ناحیتی و کشوری را به کسی بخشد.
جمله سازی با مملکت بخش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلاطین نژادا خلیفه پناها توئی مملکت بخش و اسلام پرور
💡 دل مملکت بخش دریا نوالت بسائل دهد ملک دارا وظیفه
💡 شه مملکت بخش مظلوم بخشای که تیغش کند با عدو ذوالفقاری