لغت نامه دهخدا
فلک جنبش. [ ف َ ل َ جُم ْ ب ِ ] ( ص مرکب ) آنکه کارها ورفتارش چون فلک باشد در اهمیت و بزرگی:
کیست اندر همه عالم چو تو دیگر ملکی
مملکت بخش و فلک جنبش و خورشیدمثال.فرخی.
فلک جنبش. [ ف َ ل َ جُم ْ ب ِ ] ( ص مرکب ) آنکه کارها ورفتارش چون فلک باشد در اهمیت و بزرگی:
کیست اندر همه عالم چو تو دیگر ملکی
مملکت بخش و فلک جنبش و خورشیدمثال.فرخی.
آن که کارها و رفتارش چون فلک باشد در اهمیت و بزرگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگاشت عزم تو بر صورت فلک جنبش سرشت حلم تو در طینت زمین آرام
💡 کیست اندر همه عالم چو تو دیگر ملکی مملکت بخش و فلک جنبش و خورشید مثال
💡 به نام آنکه هستی نام ازو یافت فلک جنبش زمین آرام ازو یافت